تبليغاتX
حلقه سه‌شنبه

عشق خودخواهانه ترین و ایثارگرانه ترین احساس بشری است. عشق به دلیل رابطه حسی عاشق به معشوق تنها در درون عاشق یافت می شود که کسی را یارای تغییر، نابودی و کم و زیاد کردن شور آنان نیست. بنابراین منت گذاشتن عاشق بر سر معشوق نارواترین و پست ترین کار دنیا است. عاشق به خاطر خودش معشوق را دوست دارد و می پرستد و این زیباترین خودخواهی انسان است که گاهی موارد نیز رفتار برآمده از این حس برای معشوق عذاب آور می شود. فارغ از روند پروسه عشق در گذشته و حال این مقوله ریشه ای یکسان در همه اعصار داشته است و تنها پوسته آن به اشکال مختلف و متناسب با زندگی بشر تغییر کرده است و چه بسا به دلیل زندگی ماشینی و فراموشی مفاهیم و عدم تجربه به معنای واقعی کلمه نام های پیشین را بر تجربه های مدرن خود گذاشته و این سرآغاز تغییر و تحریف در مکتب عشق است.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10:37 توسط هیوا |


وقتی شماره بالای مقبره را نگاه کرد و مطمئن شد درست آمده، مشتش را باز کرد و کلیدی که داخل دستش عرق کرده بود را داخل سوراخ قفل کرد و در را گشود. همراه با باز شدن در ، هجوم بوی نم و خاک خیس خورده بینی اش را سوزاند. همان دم در ایستاد و قدمی به جلو برنداشت. از همان دم در نگاه گذرایی به سه قبر خالی که به او خیره شده بودند انداخت. دو قبر چسبیده به هم بود و یک قبر کمی آن طرف تر کنار دیوار تنها افتاده بود. حدس زد باید آن دو،  قبر پدر و مادرش و این یکی قبرخودش باشد. ازین که می دید قبرخودش گوشه­ای تنها افتاده دلش گرفت اولین باری بود که به این جا پا می گذاشت. وقتی وارد قبرستان شده بود اولین چیزی که توجهش را جلب کرد دو ردیف درختان سرسبزی بود که فارغ از فضای مرگ آلود و سرد آن جا، سرسبز و استوار بیننده را به خود می خواندند و نسیمی که از لابه لای شاخه های تازه و سبزشان عبور می کرد به صورتش  خورد و اورا تشو یق کرد که بدون تردید پا به قبرستان بگذارد اما حالا که مقبره را یافته بود جرأت نزدیک شدن به آن را نداشت...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 12:57 توسط جزیره |

سرم درد می کند
تا بوده همین بوده
درخت سر پر سودایی دارد
که درد می کند
برای یک جرعه آواز
 این سکوت لعنتی
 سر به سرم می گذارد
نه مرگ می آید
 نه گنجشک

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:54 توسط سو‌يـن |