
ای با دل خسته ام هم آواز بخند
تردید نکن اله ناز بخند
قدری بگذار اشکمان خشک شود
حتی شده تلخ و غلط انداز بخند
برای خودم
برای حس هایم
غم ها
شادی ها
دیگر در الفاظ کهنه و رنگ و رو رفته واژه ها نمی گنجد
احساساتی که از درونم شعله می کشد
دیگر اغنایم نمی کند عبارات روشنفکرنماهای سنت گرا
که کلمه را در هاله ای از سنت های قرون وسطایی می پیچند
حس عجیبی است
رسیدن و نرسیدن
در سرزمین من خوب و بد در توازنی دوستانه جای خود را عوض کرده اند
باید واژه ای تازه بیایم
باید روز نامگذاری تک تک حس هایم را جشن بگیریم
تا متولد شوم
تا در واژه ها نمیرم
دارم خفه می شوم
باید واژه ای تازه بیابم
به نام حضرت دوست
چند ماهي از آخرين نوشته من در اين حلقه مي گذرد.
قرار بود از سياست و حواشي آن دور از خبر نويسي معمول بنويسم.
اما اتفاق هايي در اين دو ماهه رخ داد كه نخواستم و نتوانستم چيزي بگويم.
چهار سال قبل در جمع دوستاني پر حرارت و تندخو درباره انتخابات صحبت مي كرديم.
سخن از يكي از كانديداها شد و تفكري كه در حاشيه او به وجود آمده بود.
من آن موقع از خطر افراط مي گفتم كه به دنبالش تفريط خواهد داشت.
از اينكه تفكري در حال تقويت است كه مشتاق به ولايت و رهبري است
اما نه از جنس محبت به ولايت كه براي جلب محبت از ولايت.
هفته اي كه گذشت باز هم يكي از نمودهاي اين تفكر به ظاهر ولايتمدارانه بروز يافت.
حلقه هايي از اين تفكر به خوبي شكل گرفته و خيلي آرام و دقيق كار مي كنند.
شخص مشايي و حتي معاون اولي مهم نيست
كه به اعتقاد من مشايي در خانه هم بنشيند باز هم شمس مولانا است.
براي من ولايت مداري و ولايت پذيري مهم است.
رهبري نامه اي در تاريخ 27 تيرماه مي نگارد و متن نامه صراحت در حكم حكومتي دارد
يك هفته تا اعلام علني آن براي مردم گذشت.
در اين يك هفته دو خبر منتشر شد: مصاحبه با واحد مركزي خبر و مراسم توديم مشايي
اگر نخوانده ايد حتما بخوانيد كه مخالفان مشايي از ديدگاه رييس جمهور يا مخالف دولت هستند
يا دلسوزاني كه آگاهي ندارند و مشايي را نمي شناسند. و از ديدگاه سايت رسمي مشايي
مخالفان او حسوداني هستند كه رياست جمهوري دور بعدي او را تاب ديدن ندارند.
در وراي اين سخنان، نامه رهبري در بين خواص منتشر شده است.
نامه علني مي شود... مشايي خودش استعفا مي دهد و رييس جمهور بنابر اصل 57 قانون اساسي
آن را مي پذيرد آن هم با نامه اي خشك و رسمي به رهبري و نامه ي فدايت شوم به مشايي.
و امروز او رييس دفتر رييس جمهور است و كانال رسمي دسترسي به رييس جمهور.
مشايي و معاون اولي خيلي مهم نيست.
مهم براي من احساس خطري بود از انجمني سري به نام حجتيه كه گويا ديگر پنهان هم نيست...
خيلي دلم مي سوزد
براي خيلي چيزها و خيلي افراد كه به آساني ننگ ضديت با ولايت خوردند
و براي كساني كه ولايت فقط بهانه آنهاست براي آنچه من آن را خوب حس مي كنم.
شايد هم نه مشايي مهم باشد نه معاون اولي و نه اين احساس خطر من ...
*** فوري: عزل وزراي ارشاد و اطلاعات در پي اعتراض به مشايي در هيات دولت***