تبليغاتX
حلقه سه‌شنبه
"رسانه ملی" به چه معناست؟

أ‌. به معنای رسانه‌ایست که در آن می‌توان به راحتی به ملت گزارش کذب داد.


ب‌. نوعی ستاد انتخاباتی است که چهار سال بدون وقفه به فعالیت خود ادامه می‌دهد و در انتهای دوره، چند ساعتی هم به دیگران اختصاص می‌یابد تا با دهان نیمه‌باز به اتهامات صاحب ستاد گوش دهند.

 
ت‌. نوعی رسانای چاخان و تهمت با کمترین مقاومت است و واحد مقاومت آن به جای "اُهم" توَهم است.
ث‌. کاملا بی‌معناست و معنای خاصی ندارد. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 3:29 توسط وارنو |

گفت :  قوانین اسلامی در حکومت اسلامی و قوانین ساسانی در حکومت ساسانی 

 نه قوانین اسلامی در حکومت ساسانی  امام خمینی فرموودند دانشگاه باید اسلامی شود شما ورودی دختر پسرها را جدا کرده اید !!! 

ریختند آقارا خانه نشین کردند گفتند موضع خود را مشخص کن

گفت:

  گر شوم   با خسته ي پيكر  ،غريق       مركب رندي   ،  مجويم   در طريق  

     مذهبم گر مستي و ميخوارگيست        شرب و خمرم خود گواه بندگيست 

ما که بالا خره نفهمیدیم حکومت اسلامی بر پایه یه جمهوریت فرقش با استبداد شاه ملعون چه بود کاری هم نداریم  که سالها یتیمی را بدوش کشیدیم تحمت و تحقیر برخی را هم تحمل کردیم  . . .

به مادرم گفت: این وضیفه شرعی است ما پیش خدا مسئولیم به مردم به شهدا به امام فردای قیامت چه بگویم؟ زنم نزاشت !!! ورفت . . .

بعد از ۳۰ سال از سالگرد رفتنت برایما نا مه تسلیت و تعزیتتت  آمد کسی چه میداند  ۳۰ سال در بدری بی پدری چه به روز آدم میاورد در حالی که هروز جلویت خم راست میشوند !!! 

در کنار نامه آمده :

فهریخته گرامی جناب  . . . 

با سلام
 
آدرس دامنه اينترنتي شما از جانب  کمیته تعیین مصادیق پايگاه هاي غیر مجاز اینترنتی( وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي) مسدود گردیده است لطفا دوشنبه ۱۸/۳/۸۸ در ساعت اداری جهت پاسخگویی اقدام فرمایید.
حالاپدر آمرزیده  مگر به کله اش فرو رفت که جمله (کودک از پستان مادرش شیر خورد) غیر اخلاقی نیست انگار کودک از پستان مادر او شیر خورده است .
ماکه عقلمان قد نداد که کجای پستان غیر اخلاقی است ؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 3:9 توسط وارنو |

  

 

                                   با دروغ؟

                     با باتوم؟

                     

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 22:49 توسط راد |


وقتی آزادی را به دست می­آوریم
که بهای حق­مان برای زیستن را به تمامی پرداخته باشیم.

 
گل که کمیاب باشد
به خارهایی حسادت نمی­کند
که بی­شمارند.
 

ضعیفان می­توانند وحشتناک باشند
چون با تعصّب می­کوشند قوی به نظر برسند.


 ماهیچه­ای که تردید دارد در دوراندیشی­اش
خفه می­کند صدایی را که باید فریاد شود.


 جبّار مدعی آزادی است
برای کشتن آزادی
و باز برای نگه داشتن آن در اختیار خودش.

 
تعصّب می­کوشد حقیقت را در چنگال خود سالم نگه دارد
با فشاری که آن را خواهد کشت.

 
افترا نسبت به یک بزرگ­تر کفر است، به خودت آسیب می­رساند
به کوچک­تر پستی است، به قربانی آسیب می­زند.


پیش­کش های من
خجول­تر از آنند که در یاد تو  بمانند
ازین روست که شاید آن ها را به خاطر بیاوری.

 
                                                                               رابیندرات تاگور

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 9:0 توسط جزیره |

 

   این بار هم موسیقی کلاسیک ایرانی اما متفاوت. تا کنون بیشتر کارهای گروه مستان و هماي، به صورت کنسرت ضبط شده است. پرواز همای و اسفندیار شاهمیر از موسسان اولیه‌ی این گروه هستند و هنرمندان زبردستی را در این گروه، گرد آورده‌اند.

گروه مستان و هماي

   پرواز هماي، شاعر، آهنگساز، نوازنده‌ی کوزه و خواننده‌ی فومنی به سال 135۸ متولد شد. دیپلمش را از هنرستان کمال‌الملک رشت دریافت داشت. در رشته‌ی شعر، آواز و آهنگ دانشگاه آزاد تهران پذیرفته شد و با ساز تخصصی سه تار و پیانو، تحصیلاتش را در دانشگاه به پایان رسانید. در زمینه‌ی آواز از محضر استادانی چون فریدون پوررضا، سید کمال‌الدین عباسی، هنگامه اخوان و کریم صالح عظیمی بهره برد. و در زمینه‌ی شعر و ادبیات از محضر استادانی چون علی‌قلی محمودی بختیاری، حبیب نبوی، محمود طیاری و دادبه بهره جست. توانایی او در چند زمینه، او را در زنده کردن چامه‌سرایی یاری کرد.



   سینا جهان‌آبادی، آهنگساز، تنظیم‌کننده و نوازنده‌ی کمانچه، به سال 1354 در تهران متولد شد. ویولن را زیر نظر داوود گنجه‌ای در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی فرا گرفت. سپس وارد هنرستان موسیقی شد. کمانچه را نزد کامران داروغه فرا گرفت و از تجربیات اردشیر کامکار نیز آموخت. کارشناسی را در دانشگاه سوره و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر دریافت داشت. وی از استادانی چون علی‌اکبر شکارچی، ارسلان کامکار، ابراهیم لطفی، حسن الهامیان، علی‌رضا مشایخی و حسین دهلوی بهره برد. او در نوازندگی و تنظیم، بسیار تواناست.

   پاشا هنجنی، نوازنده‌ی نی، به سال 1357 متولد شد. کارشناسی را از دانشگاه آزاد موسیقی و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر اخذ نمود.

   علی پژوهشگر، نوازنده‌ی مشهدی، به سال 1356 متولد شد. در کودکی نواختن تمبک را از پدر آموخت. از راهنمایی، وارد هنرستان موسیقی شد. ساز عود را انتخاب کرد. و از محضر استادانی چون منصور نریمان، فرهاد فخرالدینی، شریف لطفی، حسین علیزاده، کامبیز روشن‌روان، حسین دهلوی، مصطفی کمال پورتراب، محمدرضا درویشی، ساسان فاطمی، هومان اسعدی، حمیدرضا اردلان بهره برد. کارشناسی را از دانشگاه آزاد تهران اخذ نمود و از همان ابتدای تاسیس ارکستر موسیقی ملی ایران، به عضویت آن درآمد و توانست کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر اخذ نمايد.

   گلناز جمشیدی، استاد سنتور، به سال 1358 متولد شد. کارشناسی را از دانشکده‌ی هنر و معماری و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر دریافت داشت. وی از اساتیدی چون محمد اسماعیلی، پشنگ کامکار، رامیز قلی‌اف، عباس علی‌اف، بهناز ذاکری، فرامرز پایور، حسین علیزاده و اردوان کامکار بهره برده است. وی به سال 1384 آموزشگاه زریاب را تاسیس نمود که تاثیر بسیاری در هنرمندان جوان موسیقی گذاشت.

   از دیگر اعضای این گروه می‌توان اسفندیار شاهمیر(دف)، علی‌رضا مهدی‌زاده(کمانچه)، ارژنگ فرامرزی(تمبک)، توماج مصفی(رباب و سه تار)، محمود نوذری(سنتور)، علی رحیمی(دف)، آزاد میرزاپور(تار)، پژهام اخواس(تمبک) را نام برد. به علاوه قرار است این گروه در کنسرت‌هایی که در پیش دارد از همکاری شهرداد روحانی استفاده کند. 

شهرداد روحاني و پرواز هماي

 دانلود دو آهنگ بهشت و سرزمين بي‌کران:

بهشت

سرزمين بي‌کران

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 15:28 توسط مسافر سكوت |


در انتخابات پیش­رو بیش از چهل میلیون واجد شرایط رای دادن در ایران وجود دارد. معمولاً حدود سی درصد این افراد در انتخابات شرکت نمی­کنند. حدود سی درصد آنان به رئیس جمهور دوره اول رای خواهند داد و حدود سی درصد باقیمانده به بقیه کاندیداها رای می­دهند. با توجه به اتفاقی که در مناظره رئیس جمهور با میرحسین موسوی افتاد، به نظر می­آید آن سی درصدی که قصد شرکت در انتخابات را نداشتند تمایل به شرکت پیدا کردند و از میان سی درصدی که به سایر کاندیداها رای می­دادند و حتی از میان آن سی درصدی که به رئیس جمهور فعلی می­خواستند رای بدهند، تمایلی برای رای دادن به میرحسین موسوی به وجود آمده است. امید می­رود که آن سی درصدی که انتخابات را تحریم کرده­اند بفهمند که وضعیّت فردای ما میان این سی درصد یا آن سی درصد است. یا این سی درصد هم­چنان در انتخابات شرکت نمی­کنند که در نتیجه رای آن سی درصد واجدین شرایط که به رئیس جمهور فعلی رای می­دهند حدود نصف شرکت کنندگان می­شود و رئیس جمهور فعلی إبقاء می­شود و یا این سی درصد، شرایط را درک می­کنند و در انتخابات شرکت می­کنند در این صورت رأی رئیس جمهور فعلی به هیچ وجه نصف شرکت کنندگان نخواهد شد و انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد که یک پیروزی برای مخالفین رئیس جمهور فعلی است؛ چون شرایط دور دوم کاملاً تفاوت دارد و هر اتفاقی در آن ممکن است بیفتد. (در دور دوم اکثریّت نسبی شرط است نه اکثریت مطلق) اصلاً مهم نیست که اگر تحریم کنندگان انتخابات در انتخابات شرکت کنند به چه کسی رای بدهند؛ چون با شرکت آنان، شمار شرکت کنندگان بیشتر می­شود آن­گاه میزان نصف شرکت کنندگان عدد بالایی خواهد بود که رئیس جمهور فعلی آن قدر رأی ندارد.
     کسانی که در انتخابات شرکت نمی­کنند با استفاده نکردن از حق خودشان از حالا اعلام کرده­اند که برایشان مهم نیست چه کسی رئیس جمهور شود و حق اعتراض و مقایسه را از خودشان گرفته­اند. عجیب آن است که همین افراد بیشتر از همه غر می­زنند واعتراض می­کنند. هر وقت که مردم مصمّم به شرکت در انتخابات شده­اند پیش­بینی­ها به هم ریخته است و من عاشق به هم ریختن پیش­بینی­ها هستم به ویژه آن­که امروز نیاز به آن هم داریم. من از همه خواهش می­کنم در انتخابات شرکت کنند و تمام اطرافیانشان را هم تشویق کنند. کنار کشیدن و بی تفاوتی هزینه هایی دارد که به گمانم ما بیش از طاقتمان داریم آن را می پردازیم. آنان که تلاش می کنند نتیجه آن را هم می بینند. به گمانم همین که برخی شعور مردم را بازیچه نگیرند و فکر نکنند با کارهای پست می­توانند مردم را گول بزنند خودش یک پیروزی است. واقعاً تردید دارم؛ اما به شدّت امیدوارم که تعداد شرکت کنندگان بالا برود و نتیجه­ای جز آن­چه دولت­یان می­خواهند رقم بخورد.... ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:33 توسط راد |

 

سخت است سخت یک شبه از ماه رد شدن
شب های سوت و کور زمین را بلد شدن

دیگر برای شاعر این شهر مشکل است
میراث دار فلسفه خوب و بد شدن

بنشین که خانه خانه تو  شعر شعر توست
خوش آمدی برای گل سر سبد شدن

مانند موج سر به سر صخره ها بکوب
عادت مکن به قبر به حبس ابد شدن

تو راه نیستی که از آن ساده بگذرم
سخت است سخت یک شبه از ماه رد شدن

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 9:45 توسط سو‌يـن |


و چون زهرا (س) را در آرام­گاه گذاردند، امیر (ع) گریست. بر آن خاک تازه دست گذاشت و گفت:

نفسی علی زَفَراتِها محبوسه                یا لیتَها خرجَت مع الزفراتِ
لاخیرَ بعدکِ فی الحیاه و إنمّا              أبکی مخافه أن تطولَ حیاتی.

جانم از اندوه نبودن او در زندان­ست / ای کاش بر این اندوه از تن به در شود!
پس از تو خیری در این زندگی نیست / می­گریم که مباد زندگی­ام طولانی باشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 9:24 توسط راد |

یه روز یه جا یکی از من خواست شاعرای خوب رو تو وبلاگ معرفی کنم  با این که خیلی دیر شده ولی  رسول یونان رو دریابید
باکتاب پایین آوردن پیانو از پله های یک هتل یخی
که نشر افکار منتشرش کرده


روی تخت دراز کشیده ام
پنجره اتاق
قاب رنج است و خزان
تو آخرین برگی
 آخرین برگ داستان "ا. هنری"
اگر بیفتی من می میرم

 


وقتی او می آید من می روم
مثل خورشید و سایه
وقتی من می آیم
                     او می رود
مثل پایییز و پرستو
و این بازی ابدی است
نه کسی می برد
نه کسی می بازد

 

اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز می کشم و می میرم
مرگ
نه سفری بی بازگشت است
                 و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست
آن موقع که باید دوست بداری

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 13:57 توسط سو‌يـن |

بعد از ناهار بابا و زن بابا خوابیدند. اولدوز پا شد، رفت پشت بام. دلش می خواست آنجا بنشیند و منتظر کلاغ ها بشود. ناگهان چشمش افتاد به یاشار ـ که شیرین خوابیده بود. آفتاب گرم می تابید. اولدوز رفت نشست بالای سر یاشار. دستش را به موهاش کشید. یاشار چشم هاش را باز کرد. خندید. اولدوز هم خندید. یاشار پا شد نشست. پیرهنش را تنش کرد و گفت: اولدوز، می دانی خواب چه را می دیدم؟

اولدوز گفت: نه.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 18:15 توسط وارنو |