تبليغاتX
حلقه سه‌شنبه
جوانکی بودیم شنیدیم زنیرو بود مرد را راستی.یراق خر مراد کشیده به چهار گوشه ی جهان از هر طرف که تاختیم بز آوردیم. دم بلغ حلقوم فهمیدیم اقبال ما همان پرورش بز بوده وخلاص

چند وقتیه که همه جور کار انجام میدیم غیر زندگی! خدا ما رو بیامرزه ما که نباشیم وبلاگ هم تار عنکبوت می بنده. خدایا عمر مارا همچنان مستدام بدار از این جهت شماها من رو با همین پست کوچک معذور بدارید!سیبیل بابا باشه برا یه وقتی که به جای تشییع جنازه زندگی کنیم(برا بعد)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 16:5 توسط کریم دوغی |



این دفعه می‌خوام آهنگساز، خواننده و ترانه‌سرای ...

نه! یه جور دیگه:

هنرمندی که بعد از مدت کوتاهی، دیگه نیاز به معرفی نداشت

و بعد از مدت‌ها آلبوم یه شاخه نیلوفر

آلبومی بیش از آن‌چه انتظار داشتید

موسيقي و تنظيم اين آلبوم خيلي قويه

درباره‌ی این اثر چاووشی فقط می‌توان* سکوت کرد و گوش سپرد:

 

۶. هفته‌های تلخ من

 

۹. تو که نیستی

 

--------------------------------------------------

پی‌نوشت:

*      "می‌توان" در این‌جا شدیدتر از کلمه‌ی "باید"

**     فقط به خاطر راد عزیزم:

      ۱۰. دلتنگی

     

 

***    دانلود این سه آهنگ:

      6. هفته‌های تلخ من

      9. تو که نیستی

     10. دلتنگی

****  پیشنهاد من: بخریدش

 

 

-----------------------------------------------------------

 

راد: دلم می خواست این آلبوم همون قدر که توی شعرها و آهنگسازی حرفه ای است دلنشین هم باشد اما نمی دانم چرا به جز چند تا از آهنگ هاش (که تو اینجا آوردیشون) بقیه اش به نظرم خیلی ناله ان. می دونی شاید عیب از ماست که انتظارمون رو از چاوشی زیاد کرده ایم. خوبی این آلبوم برای چاوشی اثبات خودش به عنوان یک آدم مستقل و حرفه ای و برای من دسترسی به آهنگ های مجاز و با کیفیت و خلاص شدن از نگاه های دیگران است. وقتی چند سال پیش می گفتم این خواننده و آهنگساز خوبیه کسی باور نمی کرد. تازه بعد از "سنتوری" بود که عده ای باورشان شد.

برای رضای عزیز که شرمنده می کند آرزوی روزهای خوب دارم.

شاد باشید

هفته ها میگذره اما

گل من نیومده

دارم از غصه می پوسم

چقد این روزا بده

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 9:43 توسط |

 

دیوار به دیوار خدایم
از وقتی
پنجره دلم را
گچ گرفته اند

 

 

سیاه می آیند
و
سپید می روند
از کابوس آسیاب
قیطان های لخت یله در زیر چارقد

 

 

رابطه ی من و دنیا
مثل نسبت
کوزت با خانواده ی تناردیه است

 


سوت زنان
می آید و رد می شود
قطاری که تو
می ماند
در غبار این آمد و شد
دراز به دراز
ریلی که من 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 20:23 توسط سو‌يـن |

 

"نفخت فيه من روحي" خداي گرم سرودن شد

   فضاي شعر خداوندي بدين چکامه مطنطن شد

و شعر بار امانت شد

   به دوش خسته‌ي من آمد

و شعر شعله‌ي آتش شد

   وجودم از آن روشن شد

"أ لست ربک يا شاعر؟"

       و من جواب "بلي" دادم

شراب شعر و جنون آري، نصيبه‌ي ازل من شد

"و رب علمني شعراً"

       و قال: "إقرأ يا شاعر!"

و من همين که غزل خواندم، غزل تجسمي از زن شد

و زن که شعر مجسم بود، خداي تازه‌ي شاعر شد

   خداي کهنه به خشم آمد، غضب نمودش و دشمن شد

همين بهانه‌ي خوبي بود که از بهشت برانندم

   خدا و دشمني‌اش با زن مرا بهانه‌ي راندن شد

جنون و شعر و شراب و زن، چهار فصل کتابي بود

که من پيمبر آن بودم

که در الست مدون شد

عجيب نيست اگر شعرم خداي را به سجود آرد

   من آن پيمبر مجنونم که شعر معجزه‌ي من شد

 

باز هم از عباس کيقبادي

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 20:48 توسط |

 

گفتم آهن دلی کنم چندی                      ندهم دل به هیچ دلبندی
وانکه را دیده بر جمال تو رفت                   دیگرش گوش نشنود پندی
خاصه ما را که از ازل بوده است                با تو آمیزشی و پیوندی
به دلت کز دلت به در نکنم                       سخت تر زین مخواه سوگندی
یک دم آخر حجاب یک سو نِه                   تا بر آساید آرزومندی
ریش فرهاد بهترک می بود                      گر نه شیرین نمک پراکندی
سعدیا دور نیکنامی رفت                        نوبت عاشقی است یک چندی.

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 6:11 توسط راد |

رفتی نشستی خانه ی پدرت سراغی از ما نمیگیری مثلا می خواهی به من رو ندهی و ناز بیایی؟فکر کردی با سلام و صلوات ودسته گل می آیم دنبالت فکر کردی من هم مثل مرد های این دوره زمانه هستم فکر کردی جنتلمن هستم؟ نه خیر خانم! عشق در مرام ما با زور بازو مزاج دارد نه خط ابرو و تفاهم و این حرف ها، تفاهم برقرار شد که شد نشد با تبر برقرارش می کنیم ،گفتم که فکر نکنی رفتی عارض شدی پای قانون وسط کشیدی و خلاص! توی هر چیزی که به من ربط داشته باشد قانون خود منم! قانون من می گوید مردی که عاشق زنی بشود اگر در آن طرف دنیا هفت شوهر هم داشته باشد توفیری با دختر دم بخت ندارد چه رسد به مردهای این دوره که برای بله گرفتن از دختر منت پدر و برادر و مادر و جد و آبا و تمام تیر و طایفه ی دختر را می کشند سر آخر شاید به غلامی قبولش کنند  آن هم تا آخر عمر در اگر است، در اقلیم ما مردی منتظر جوابی نمی نشیند چه بله باشد و چه نه! جخ آن هم با اجازه ی تمام اقربا و بستگان و اهالی محله احیانا.

بی خیال گفته باشم من از آن مردها نیستم که آخر مردیشان می شود « با پای خودش رفته با پای خودش هم بر می گرده » با حساب لنگی و معطلی و حوادث غیر مترقبه فردا فبل ظهر نامه دستت می رسد. غروب نشده خانه نباشی خاک خانه ی پدرت را به توبره می کشم.                      امضا غلامعلی

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:11 توسط کریم دوغی |

 

 در صداي زوزه ی باد متولد شدم.غروبي كه با سر به زمين آمدم سينه مادرم درد مي كرد.مرا در رودي شستند كه رسوبي از افسانه هاي كهن داشت.احساس هاي گرم بدوي از گهواره ام لب پر مي زد.آه لالايي كوتاهي بود كه در گوشم خواندند و من از هشت روز مانده به بهشت شاعر شدم.اما امان از اين ثانيه هاي كش دار!

 

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 14:37 توسط سو‌يـن |

   وقتي بچه‌اي از اجراي امروزش در گروه سرود مدرسه سخن مي‌گويد نمي‌دانم به اين فکر کنم که آ اين بچه ممکن است روزي خواننده معروف شود همچون شجريان آيا شايد!؟ يا به اين فکر کنم که آ اين شجريان روزي کودکي بوده همچون اين!؟

   بگذريم اين بار هم مي‌خواهم کسي را در موسيقي معرفي کنم که تا کنون يک آلبوم رسمي بيشتر نداشته است، گرچه مي‌شناسيدش. البته فکر نکنيد تازه‌کار است. چرا که اگر بخواهيم سابقه‌ي خوانندگي‌اش را بررسي کنيم، سر از گروه سرود مدرسه‌شان در مي‌آوريم. به علاوه ايشان يکي از اعضاي گروه Axiom Of Choice نيز هست. اما تلفيقي که ايشان در آلبوم جستجو انجام داده است با تلفيق‌هاي ديگري که از جمله خودش در گروه Axiom Of Choice انجام مي‌داده متفاوت است. اين آلبوم تلفيق موسيقي کلاسيک ايراني با موسيقي غيرکلاسيک و مدرن نيست، بلکه تلفيق موسيقي کلاسيک با موسيقي کلاسيک است.

مامک خادم

   مامک خادم بر آوازهای محلی ایرانی و دستگاه‌هاي موسيقي کشورهاي مختلف تسلط دارد و موسيقي کلاسيک ايراني را با موسيقي کلاسيک يوناني، هندي، ارمني، ترکي و عربي تلفيق کرده است و حتا در برخي قطعات از متن آوازها و تصنيف‌ها به زبان‌هاي ديگر هم استفاده شده است. مثلن در قطعه‌ي حيدر که هم به زبان فارسي و هم ترکي‌ست:

 

 
 
دانلود آلبوم جستجو با کیفیت 128kb/se:
 
   ۱. باز آمدم
   ۲. گلایه
   ۳. حيدر
   ۴. بیستون 
   ۵. جستجو
   ۶. واران
   ۷. لالایی
   ۸. آواره
   ۹. مانده
  ۱۰. بی‌قرار
  
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 18:35 توسط |

 

اي که از تبسمت، دلاي ما شاد مي‌شد

از صداي قدمت، خرابه آباد مي‌شد

وقتي که سفره‌ي نون و رطبو وا مي‌کني

همه‌ي درد يتيما رو مداوا مي‌کني

دلم از خرابه‌هاي کوفه ويرونه‌تره

آخه اين دل دو شبه که از شما بي‌خبره

خبري تو کوچه‌هاي کوفه غوغا مي‌کنه

اين خبر خون به دل بچه يتيما مي‌کنه

دلمو کاسه‌ي شيري مي‌کنم دس مي‌گيرم

با همين دل تو رو از دست اجل پس مي‌گيرم

آخه اين کاسه‌ي شير، تموم هستي منه

نکنه دستاي مولا، دلمو پس بزنه

توي شهر يه خونه هس که ديواراش کاگليه

مردم کوفه مي‌گن خونه‌ي مولا عليه

کوفه کاسه کاسه شيره، پشت ديوار گلي

نکنه پيدا نشه مرهم زخماي علي

در خونه وا شد... اين چشماي خيس حسنه

نمي‌دونم چي مي‌گه هزار تا کاسه مي‌شکنه

 

آن‌چه از ترانه‌اي از عباس کيقبادي يادم بود

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 12:57 توسط |